«چهارشنبه سوری» فیلم مورد علاقه من

فیلم چهارشنبه سوری سومین ساخته سینمائی آقای اصغر فرهادی محصول سال 1384 می باشد.
این فیلم یکی از فیلمهای مورد علاقه من می باشد حتی در مقایسه با کارهای بعدی اقای فرهادی که شهرت جهانی تری به خود گرفته اند. متاسفانه به دلیل اینکه مدتی از اکران و نقد و بررسی این فیلم در کلبه سینما می گذرد مطالب زیادی از صحبتهای دوستان در باره فیلم را به خاطر ندارم به همین دلیل به برداشتهای شخصی از فیلم و دیدگاههای شخصی نسبت به فیلم بسنده می کنم که مسلما جنبه نقد و بررسی تخصصی راجع به فیلم ندارد.
موضوع فیلم حول محور دروغی می چرخد که متاسفانه در جامعه رو به فراگیرشدن است. هر کدام از ما ممکن است در زندگی با شنیدن دروغهائی آزار ببینیم اما شاید هیچ وقت به پیامدهای آن توجه لازم نداشته باشیم. یکی از هنرها و توانائیهای بارز اصغر فرهادی در این فیلم به تصویر کشیدن تمام آشفتگیهای احتمالی حاصل از دروغ است. آشفتگیهای شخصیتی, آشفتگیهای محیطی و آشفتگی در روابط. در این راستا ریزبینی او و پرداختن به جزئیات بسیار ریز قابل توجه است، درست مثل مجسمه سازی که ساعتها بلکه روزها وقت صرف تراشیدن تنها بخش کوچکی از مجسمه اش می کند تا بتواند آنچه که او را راضی می کند به حاصل برساند.

چهارشنبه سوری - اصغر فرهادیفرهادی مثل بقیه کارهایش از هر عنصری برای بهتر رساندن حق مطلب استفاده کرده است از جمله قرار دادن موضوع فیلم در شب چهارشنبه سوری که علی رغم شادی همراهش شب و روزی پر سر و صدا و نابسامان می باشد و به نوعی همراه با دلهره ناشی از خطرات احتمالی سرور غیر منطقی، دلهره ای که شاید به نوعی انعکلس دلهره های درونی هر سه شخصیت اصلی (مرد و دو زن) درگیر با این دروغ می باشد.
عنصر دیگر نابسامانی محل سکونت است. به عنوان بیننده هر لحظه با ورود دوربین به منزل این زوج در تمام مدت لحظه شماری می کردم برای خروج دوربین از آن صحنه، صحنه ای که جای زیادی برای راه رفتن، نشستن و یا غذا خوردن ندارد و در واقع جذابیتی برای ماندن ندارد اما در عین حال به امید تمیز شدن محل سکونت توسط کارگرها این نابسامانی تا حدی قابل تحمل شد، باز هم احساس می کنم که تمام این حس کلافگی و تعلیق، انعکاس رابطه این زوج باشد که به امید زندگیشان که فرزندشان می باشد نابسامانی رابطه شان را تحمل کردند.
در روز اکران فیلم عکس العملهای تعدادی از دوستان هنگام دیدن صحنه ای که زن وارد اتومبیل می شود قابل توجه بود از این لحاظ که حتی بیننده هم با وجود برخورد با نشانه های دروغ در طی فیلم، آنها را نادیده گرفته و تا زمان مواجهه نشدن عینی با دروغ آنرا باور نکرده است، مساله ای که خیلی از ما آنرا به نوعی درموارد متفاوت زندگی تجربه کرده ایم و متاسفانه شاید هم بارها و بارها.
در روز اکران یکی از دوستان به بخواب رفتن شخصیتها در انتهای فیلم اشاره کرد و اینکه شخصیت مرد فیلم قادر به داشتن خواب راحت در طی فیلم نبود ولی در انتهای فیلم هم او و هم دیگر شخصیتهای فیلم براحتی خوابیدند و در واقع خود را به خواب زدند و چشمشان را روی بسیاری وقایع بستند.

مارال

نظر شما چیست؟